العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

83

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

ماجه روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : « شتر عزّت دارنده آنست و گوسفند بركت است و نيكى به پيشانى اسب بسته است تا روز رستاخيز » شتر شگفت جانداريست گر چه شگفتى آن از ديد مردم افتاده براى آنكه بسيارش ديدند ، چون جانوريست تنومند و بسيار فرمانبر . بار سنگين را بلند كند و با آن بخوابد و موش مهارش را گيرد و تا هر جا خواهد برد ، بر پشتش خانه‌اى بار شود كه آدمى در آن نشيند با خوراك و نوشابه و جامه و ظروف و بستر خواب چنانچه در اتاقش و سقف بر آن بندد و او همه اينها را بكشد و از اين رو خدا تعالى فرموده « آيا ننگرند بشتر كه چگونه آفريده شده » و از يكى از حكماء است كه در شتر و تنومنديش باز ميگفت و هنوز شتر را نديده بود و انديشيد وانگه گفت : بايد گردنش دراز باشد ، و چون خدايش كشتى خشكى ساخته بتشنگى بردبار است و تا ده روز تشنه بماند ، و از هر گياه در بيابانها و درّه‌ها است بچرد كه بهائم ديگر آنها را نخورند ، و در حديث است كه : « بد نگوئيد بشتر كه خون را بندد و مهر دوشيزه‌هاى ارجمند شود » يعنى آن را ديه دهند و خونريزى بسته گردد و كشنده را نكشند ، و متكلّمان گفتند هيچ جانورى مانند نرّه شتر نباشد در حال شهوت زيرا بد رفتار شود و دهنش كف كند و اگر سه برابر بار بر او نهند بكشد و خوراكش كم شود . و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم پرسيدند از نماز خواندن در خوابگاه شتران ، فرمود : در خوابگاه شتران نماز نخوانيد كه از آن شياطينند ، و از نماز در آغل گوسفندان پرسيدند ، فرمود : در آنها نماز كنيد كه آنها بركتند . و در مسند احمد و حاكم از عبد اللَّه بن جعفر است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم بنخلستان يك انصارى درآمد و ناگاه در آن شترى بود ، و چون چشمش به پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله افتاد اشك ريخت و او دست بكوهانش كشيد و آرام شد ، وانگه فرمود : صاحب اين شتر كيست ؟ جوانى انصارى نزدش آمد و گفت : از آن من است يا رسول اللَّه فرمود : آيا در باره اين زبان بسته از خدا نترسى كه آن را به تو داده ؟ او شكوه دارد كه